تاریخ آخرین بازبینیدر مورخه
تاریخ آخرین اصلاحدر مورخه July 10, 2017.
طی 30 سال گذشته از زمانی که پروزاک برای اولین بار بازار آمریکا را به خود اختصاص داد، داروهای ضدافسردگی تحولی گسترده در درمان های مدرن برای اختلال افسردگی عمده ایجاد کرده اند، در حالیکه غربالگری برای افسردگی به میزان زیادی بدون تغییر باقی مانده است. برای تشخیص افسردگی، پزشکان عمدتاً هنوز متکی بر پاسخ بیمار به پرسش هایی هستند که بر مبنای معیارهای دستورالعمل های تشخیصی و آماری اختلالات روانی می باشند.
حتی پس از بروز رسانی اخیر، این معیارها قابلیت اطمینان کمتری برای تأئید تشخیص در مقایسه با معیارهای هر گونه اختلال روانی دیگر دارند. این یک ضعف جدی می باشد با توجه به آنکه بر اساس سازمان بهداشت جهانی، افسردگی عامل شماره یک ناتوانی در جهان بوده و کارگروه خدمات پیشگیرانه آمریکا توصیه هایی را صادر نموده است که تأمین کنندگان مراقبت های بهداشتی اولیه باید تمام بزرگسالان را برای این اختلال مورد غربالگری قرار دهند.
آیا یک آزمایش برای بیومارکرها می تواند تشخیص را بهبود بخشیده و به سبک کردن بار جهانی افسردگی کمک کند؟ بیومارکرها موادی هستند که بوسیله بدن تولید می شوند، مانند پروتئین ها، که نشاندهنده یک فرایند یا بیماری خاصی می باشند. برخی متخصصین عقیده دارند که گذار اخیر به سمت مطالعه پنل های چندین بیومارکری که انعکاس دهنده پیچیده حقیقی افسردگی هستند می توانند تبدیل به پیشرفتی غیرمنتظره برای جوامع خاصی از بیماران شوند.
بر اساس گفته ریچارد شلتون، MD، نایب رئیس تحقیقات در بخش روانپزشکی دانشگاه آلاباما در دانشکده پزشکی بیرمنگام، محققین به انواعی از بیومارکرهای مرتبط با افسردگی دست یافته اند، اما اهمیت آماری هر کدام از اینها بتنهایی برای تشخیص قطعی کافی نمی باشد. اگرچه، با ترکیب نتایج سنجش بسیاری از این بیومارکرها، دانشمندان شروع به ایجاد آزمایشاتی کرده اند که می توانند به صورت بالقوه دارای قدرت حقیقی در پیش بینی باشند.
دکتر شلتون با یک گروه تحقیقاتی برای ایجاد آزمایشی با عنوان MDDScore همکاری نمود که 9 بیومارکر مرتبط با تغییرات مشاهده شده طی افسردگی عمده را اندازه گیری می کند. سپس با استفاده از الگوی غلظت این بیومارکرها بعلاوه شاخص توده بدنی، یک الگوریتم، امتیازی را بر یک مقیاس 1 تا 9 که بر اساس جنسیت تنظیم شده، محاسبه کرده و احتمال اینکه آیا بیمار افسردگی دارد را نشان می دهد.
دو آزمایش هدایت شده توسط John Bilello، PhD، مدیر علمی ارشد Ridge Diagnostics و George Papakostas، MD، استادیار روانپزشکی در دانشکده پزشکی هاروارد، دریافتند که MDDScore می تواند بین افراد افسرده و غیر افسرده تمایز برقرار کند. این آزمایشT حساسیت و اختصاصیت خوبی نشان داد (هر دو بالاتر از 90%) که در یک مطالعه تکرار، اعتبارسنجی شده اند.
در حال حاضر، MDDScore به طور گسترده در دسترس نیست. تابحال فقط یک آزمایشگاه وجود دارد که MDDScore را ارائه می دهد و هنوز توسط اداره غذا و دارو (FDA) تأئید نشده است.
با آنکه محققینی که افسردگی را مورد مطالعه قرار می دهند، پنل های چند آنالیتی (پنل هایی که دارای چندین ماده تحلیل شونده هستند) را مدنظر قرار داده اند، هنوز در مسیر توسعه یک آزمایش تأئید شده با FDA که کلینیک های بالینی در سرتاسر کشور بتوانند مورد استفاده قرار دهند، با موانعی روبرو هستند. بر اساس نظریات شلتون، مهمترین اینها ایجاد آزمایشی است که نه فقط در نمونه های تحقیقاتی، بلکه در بیماران افسرده که در محیط های بالینی دیده می شوند، بخوبی عمل کنند. بیشتر ارزیابی های بیومارکر بیمارانی را مورد مطالعه قرار می دهند که افسرده هستند ولی از جنبه های دیگر سالم هستند. اگرچه، در حقیقت بیمارانی که اختلال افسردگی عمده را دارند اغلب دارای بیماری های دیگری هستند مانند بیماری قلبی، دیابت و لوپوس، که می توانند با نتایج آزمایش تداخل داشته باشند. در حالیکه هر دو مطالعه منتشر شده درباره MDDScore در جوامع بیمار محدود انجام شده اند، محققین به ارزیابی آزمایش در افرادی با بیماری هایی مانند دردهای مزمن ادامه داده و قصد دارند که آن را در جوامعی با دیگر بیماری ها نظیر عفونت HIV ارزیابی کنند.
اگر FDA آزمایشی را برای افسردگی تأئید نماید، پرسش نهایی این است که آیا قابل استفاده و مفید خواهد بود؟ جالب اینکه، پزشکان گزارش می کنند که MDDScore به مسأله ای کمک کرده است که در مراقبت های بهداشتی اولیه نامعمول نیست. زمانی که واضح است بیماران دچار افسردگی هستند اما خود آن را نفی می کنند، متخصصین بالینی دریافت اند که یک نتیجه MDDScore نشاندهنده افسردگی می تواند به متقاعد کردن بیماران برای پذیرش درمان کمک کند.
در اقدامات روانپزشکی که بیماران از قبل به درمان متعهد شده اند، این آزمایش ممکن است زمانی که بیماران می خواهند زودتر داروهای خود را قطع کنند مفید باشد و یک نتیجه MDDScore بالا ممکن است منصرف شان کند. دکتر Bilello همچنین متصور است که MDDScore به تشخیص افسردگی در نوجوانان و سالخوردگان، دو جمعیتی که ممکن است در ابتدا وضعیت های درونی خود را به صراحت بزرگسالان اطلاع ندهند، کمک خواهد کرد.
منابع
This article was adapted from AACC's Clinical Laboratory News. For the full article see:
(March 1, 2016) DeLong, Christine. The Elusive Blood Test for Depression, Novel Study Designs Breathe New Life Into Decades-Long Search. Available online at https://www.aacc.org/publications/cln/articles/2016/march/the-elusive-blood-test-for-depression.